لغت نامه دهخدا
( آجرپز ) آجرپز. [ ج ُ پ َ ] ( نف مرکب ) فخاری. که آجر سازد.
( آجرپز ) آجرپز. [ ج ُ پ َ ] ( نف مرکب ) فخاری. که آجر سازد.
( آجر پز ) فخاری که آجر سازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین خرابههای دیگری در حد فاصل مزرعه کلاتو تا روستای طاق دیده میشود که فاصله ان تا روستا حدود 700 متر و در بخش غربی روستا واقع شدهاند. در این مکان کورههای اجر پزی متروکه و تعدادی گور به چشم می خورد. برخی از اهالی در گذشته برای این خرابهها تقدسی قائل شده ونذوراتی میکردهاند.
💡 دامداری این روستا رشد قابل توجهی داشتهاست و اخیرا یک مجتمع گاوداری هزار راسی در شمال روستا در حال ساخته شدن است که قسمت بیشتر ان به بهرهبرداری رسیده و در اطراف روستا نیز تعدادی گاوداری و مرغداری در حال فعالیت هستند. از واحدهای صنعتی روستا میتوان از چهار کوره اجر پزی در جنوب روستا و یک ماسه شوری در شرق روستا و چند معدن فعال سنگ ساختمان وزغال سنگ واهک را نام برد که عمدتا در حوالی مزارع تالو و سورند هستند.