تالو
مترادفها
چربی، پیه
لغت نامه دهخدا
تالو. ( اِخ ) یکی از آبادیهای زیارت خواسته رود، در استراباد رستاق. رجوع به سفرنامه مازندران بخش انگلیسی ص 128 و ترجمه وحید مازندرانی ص 171 شود.
فرهنگ فارسی
یکی از آبادیهای زیارت خواسته رود در استر آباد رستاق ٠
دانشنامه عمومی
تالو بخش اجرای فرم ( حرکات نمایشی ) در رشته ووشو می باشد. در این بخش به اجرای فرمهای سنتی و یا مدرن چینی همراه با دربرگیری ضربات قدرتی دست و پا، حرکات نمایشی، آکروباتیک و نشست ها و پرش ها استفاده می شود و همچنین در بعضی فرم ها از سلاح های سرد ( شامل نانچیکو، سانچیکو، نیزه، شمشیر، بادبزن، چوب و.. ) وجود دارد. این بخش به زیرشاخه های متعددی برای نمایش فرمهای تالو تبدیل شده است که همه آنها در همان مجموعه تالو گردآوری شده اند و به عنوان پیکره ای واحد از آنها در مسابقات استفاده می شود.
جمله سازی با تالو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که به مدال طلا رسید. وی نخستین بانوی تالوکار ایرانی است که در بخش تالو در رده سنی بزرگسالان به مدال جهانی دست یافتهاست.
💡 مسابقات سانشو از دهه ۱۹۵۰ در بازیهای ملی تایوان برگزار میشد. در جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۰ این رشته ورزشی مورد توجه دولت قرار گرفت و در سال ۱۹۸۵ اولین تورنمنت بینالمللی ووشو که از مسابقات سانشو و تالو تشکیل میشد در چین برگزار شد. در بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن مسابقات سانشو به عنوان بخشی از رشته ووشو وارد بازیهای آسیایی شد.
💡 دیزل سبز میتواند از روغن خوراکهایی مانند کلزا، جلبک، جاتروفا و سالیکورنیا به اضافه تالو (پیه که برای شمع سازی بکار میرود) بدست آید.