لغت نامه دهخدا
جعبه ساز. [ ج َ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) سازنده جعبه. آن که جعبه میسازد. آنکه شغل و کارش جعبه ساختن است.
جعبه ساز. [ ج َ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) سازنده جعبه. آن که جعبه میسازد. آنکه شغل و کارش جعبه ساختن است.
سازنده جعبه. آن که جعبه میسازد آنکه شغال و کارش جعبه ساختن است.
💡 ساز منحصربهفرد ایرانی که در این تقسیمبندی قرار میگیرد سنتور است. این ساز شامل جعبهای ذوزنقهای است و از ۷۲ رشته سیم سفید و زرد تشکیل یافته است.
💡 قبل از ۱۸۳۰، با توجه به عدم وجود جعبه یخ و انبار یخ چند آمریکایی از یخ برای سردسازی غذاها استفاده میکردند. وقتی جعبه و انبار گسترش یافت افراد از اره برای بریدن یخ استفاده کردند. قطعاً این روش سخت و خطرناک بود و قابل تجاری سازی نبود.
💡 فضاهای جعبه سیاه در صنعت موسیقی نیز موفق هستند. این فضاها برای میزبانی از اجراهای آوازی و ساز، تمرینها، نمایشها و مسابقات استفاده میشوند.
💡 فیلارمونی اصولاً «ظرف موسیقی است» وشبیه به ساز بزرگی است که دیوارهای بیرونی اش به پوسته تارک جعبه صوت میماندشاروندر توضیح طرح خود نوشت «موسیقی در مرکز:همین اندیشه ساده استکه تالار موسیقی ارکسترفیلارمونی برلین را تعریف کردهاستکل بنا را باید درنسبت باهمین اندیشه دانست»
💡 برای تجزیه و تحلیل چیزی که به عنوان یک سیستم باز(open system) مدل سازی شده است، با "رویکرد جعبه سیاه" معمولی، فقط رفتار محرک / پاسخ برای استنباط کادر (ناشناخته) حساب خواهد شد. نمایش معمول این سیستم جعبه سیاه یک نمودار جریان داده است که در مرکز این جعبه قرار دارد.