سقاء

مترادف‌ها

آب‌رسان

لغت نامه دهخدا

سقاء. [ س َق ْ قا ] ( ع ص ) کسی که آب نوشاندن پیشه وی باشد و این صیغه نسبت است چنانکه حداد و طباخ و صباغ. ( غیاث ) ( آنندراج ). آب دهنده. ( منتهی الارب ) ( دهار ). آب کش. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). رجوع به سقا شود.
سقاء. [ س ِ ] ( ع اِ ) مَشک شیر و آب. ج، اَسْقیة، اَسْقیات، اَساقی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با سقاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عن على بن الحسين عليهماالسلام قال: من اطعم مومنا من جوع اطعمه الله من اثمار الجنة،و من سقى مومنا من ظماء سقاء الله من الرحيق المختوم. (94)

کلمات مرتبط