لغت نامه دهخدا
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) ابن انطون بن عبداﷲ صالحانی یسوعی دمشقی. صاحب معجم المطبوعات گوید: مولد وی بسال 1848 م. و هم اکنون ( 1928 ) زنده است. او راست: رنات المثالث و المثانی که منتخباتی است از کتاب اغانی چ بیروت 1888 م. ظرائف فکاهات فی اربع حکایات با مقدمه ای به فرانسه چ مطبعه یسوعیین ( 1890 م. ). ملحق دیوان اخطل چ 1909 م. و نیز تاریخ مختصرالدول ابن عبری و کتاب الف لیلة و دیوان اخطل و نقائض جریر و اخطل را منقح و طبع کرده است. ( معجم المطبوعات ستون 1189 ).
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) حسین بن طلحةبن حسین صالحانی، مکنی به ابی عبداﷲ. رجوع به حسین بن طلحة شود.
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) سعیدبن طلحة، مکنی به ابی سعید. رجوع به سعیدبن طلحة شود.
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن احمدبن محمدبن ایوب، مکنی به ابی محمد. رجوع به عبداﷲبن احمد شود.
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) محمدبن ابراهیم بن علی بن ابراهیم، مکنی به ابی هریره. رجوع به محمدبن ابراهیم شود.
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲبن حسین بن مهران، مکنی به ابی بکر. رجوع به محمدبن عبداﷲبن حسین بن مهران بن شاذان شود.
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) محمدبن علی بن ابراهیم صالحانی واعظ، مکنی به ابی ذر. او از ابوالشیخ اصفهانی و ابوالحسین عصفری و از وی حفید او ابوبکرمحمدبن علی بن ابی ذر صالحانی روایت کند. ( الانساب ).
صالحانی. [ ل ِ ] ( اِخ ) محمدبن علی بن ابی ذر صالحانی،مکنی به ابی بکر. رجوع به محمدبن علی بن ابی ذر شود.