عصفری

لغت نامه دهخدا

عصفری. [ ع ُ ف ُ ] ( اِخ ) نام اسب محمدبن یوسف برادر حجاج است که از نسل حرون بوده است. ( از منتهی الارب ).
عصفری. [ ع ُ ف ُ ] ( اِخ ) خلیفةبن خیاطبن خلیفه شیبانی عصفری بصری، مکنی به ابوعمر و مشهور به شباب. محدث و نسابه و اخباری بود و به سال 240 هَ.ق. درگذشت. او را کتاب تاریخی است در ده جزء، و کتاب الطبقات در هشت جزء. ( از الاعلام زرکلی از تذکرةالحفاظ و الوفیات ).

جمله سازی با عصفری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه. /۸۶۴ م). در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده‌گانه و ختم ائمه به دوازده می‌آورد بی آنکه نام آن‌ها را برشمرد.

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز