بالع

لغت نامه دهخدا

بالع. [ ل ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بلع. فروبرنده از حلق. بلع کننده. اوبارنده. || ( اِخ ) نام یکی از دو ستاره سعد بُلَع. نام ستاره روشن تر از دو ستاره سعد بلع.
بالع. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( بمعنی بلعید ). یکی از شهرهای پنجگانه است که بر ساحل شرقی دریای قلزم برراه مصر تأسیس یافته بود. ( از قاموس کتاب مقدس ).

دانشنامه عمومی

بالِع یا اپسیلون دلو یک ستاره است که در صورت فلکی دلو قرار دارد.
در متون قدیمی، ستاره بالع نام ستارهٔ روشن تر از دو ستارهٔ سعد بُلَع است.

جمله سازی با بالع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو فرهاد این سخنها کرد احساس بگفتا خوش بود بالعین و الراس

💡 گفت بالعین ای عزیز خوش لقا وعده را حتم است بر مؤمن وفا

💡 چو او مقصود بالعین است و علت جز او مقصود ثانی بد ز خلقت

💡 بگو این و ازین گفتار مهراس بگفتا خوش بود بالعین و الراس

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز