💡 با حرکت سلاجقه به سمت حلب و تسخیر مناطقی همچون قلعه رعبان و تلباشر، ضیفه خاتون و اتابک طغرل از حرکت نیروهای سلجوقی آشفته شدند، بنابراین طی نامهای به اشرف موسی از وی تقاضا کردند که به کمک خواهرزادهاش، عزیز غیاثالدین بشتابد. در ابتدا اشرف به واسطه درگیری با صلیبیون، که در نزدیکی حمص و دریاچه قدس اردو زده بود، از کمک به عزیز امتناع کرد اما با توصیه عادل[پ]، همراه با نیروهایش عازم حلب شد و پس از استقرار در حلب، فرماندهی نیروهای مدافع را برعهده گرفت. با رسیدن نیروهای پیشتاز سلجوقی، سپاه اشرف توانست آنها را درهم بشکند و فرماندهان سلجوقی را اسیر کند. زمانی که کیکاووس همراه با سپاه ۱۴ هزار[ت] به صحنه جنگ رسید، با دیدن شکست طلیعه سپاهاش ترسید و مردد شد و به نیروهای خود دستور عقبنشینی داد. با عقبنشینی سپاه سلجوقی، اشرف آنها را تا تل باشر تعقیب کرد و توانست تمامی مناطق از دست رفته را مجدداً بازپس بگیرد.