لوفی

لغت نامه دهخدا

لوفی. [ فا ] ( ع اِ ) گیاهی است شبیه به گیاه حی العالم یا نوعی از آن. محرب است جهت اسهال کهنه. ( منتهی الارب ). و رجوع به لوفا شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- گل گندم.۲- ابرگیاهی یالوفای مصری. ابر گیاهی.
گیاهی است شبیه به گیاه حی العالم یا نوعی از آن. مجرب است جهت اسهال کهنه.

جمله سازی با لوفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولگا در خروج از زندان مورد سؤال دیگران قرار گرفت، از بازجوهای پلیس آگوستین و خوزه روبن لوفی‌گو (که به نام مرد کور شناخته می‌شد) کسانی که با بازجویی اطلاعات را جمع‌آوری می‌کردند، اورا مورد بازجویی قرار دادند، آنها اولگا را به ته راهرو فرستادند. اولگا چندین روز را در آن جا گذراند، جایی که مجبور بود به‌طور مداوم به صداهای شکنجه گوش دهد. چند روز بعد، پس از چند بازجویی، آنها او را به زیرزمین فرستادند. در آن لحظه چشم‌بند را از روی چشمش برداشتند. چشمانش سوخته بود، چون پارچه‌ها حاوی پوسترهای رنگی نقاشی باعث سوختن چشمانش شده بود.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز