بخارائی

لغت نامه دهخدا

بخارائی. [ ب ُ ] ( ص نسبی ) از بخارا. بخاری. منسوب به بخارا. ( ناظم الاطباء ). بخاری. آنچه از بخارا خیزد چون پوست بخارائی، آلوی بخارائی، زبان بخارائی. توت بخارائی قسمی توت سفید کم شیرینی و لطیف و بی دانه است بخراسان. و رجوع به کتاب لهجه بخارائی تألیف رجائی شود. و هم چنین رجوع به بخاری شود.

جمله سازی با بخارائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبری زبان سنتی یهودیان و زبان رسمی اسرائیل است و بسیاری از یهودیان حتی در پراکندگی کشورهای دیگر این زبان را می‌آموزند، بجز عبری زبان‌های ییدیش، لادینو، گویش بخارائی، تاتی دربین برخی یهودیان رایج است. در سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش به یهودیان آواره اجازه داد تا به اورشلیم بازگردند و در آنجا آزادانه برای خود کنیسه بسازند.

💡 ز عدل تو چو سمرقند هیچ شهر نبود چو عزم تو ببخاراست چون بخارائی

💡 سنای مکی یا آلوی بخارائی چو سوزنی بخود بر جغد قلاقلوز

بلبل یعنی چه؟
بلبل یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز