پیگ مه

لغت نامه دهخدا

پیگ مه. [ م ِ ] ( اِخ ) قومی قصیرالقامة که قدما تصور میکردند در بعض نواحی و از جمله در سرچشمه های نیل سکنی دارند. || نژادی از سیاهان کوتاه بالا در کنگوی فرانسه. و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

فرهنگ عمید

هریک از افراد طایفه ای سیاه پوست از مردم افریقا که بیشتر در قسمت های شمالی کنگو در اعماق جنگل ها زندگی می کنند و قد آن ها کمتر از یک مترونیم است و لب های کلفت، بدن کم مو، و سر پرموی پشم مانند دارند.

فرهنگ فارسی

قومی قصیر القامه که قدما تصور می کردند در بعضی نواحی از جمله در سرچشمه های نیل سکنی دارند

جمله سازی با پیگ مه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به شان گوسفند، آتش‌نشان سام، گوسفند ناقلا و پپا پیگ اشاره کرد.

💡 چو پیگ از نزد ویرو شد برِ شاه مرو را یافت با لشکرش در راه

💡 نشتر طوفان گشای غمزه پیگان توست پشته گردونش بام چون شخن ناودان

💡 قطره چو پیگان گری است، بر زره آبگیر غنچه چو زوبین زده است بر سپر گلستان

💡 جوان گفت خیر این شکار من است از این پر و پیگان و کار من است

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز