لغت نامه دهخدا
کوتاه بالا. ( ص مرکب ) پست قد و آنکه قد و بالای وی دراز نباشد. ( ناظم الاطباء ). کوته بالا. کوتاه قد. قصیر. ( فرهنگ فارسی معین ). کوتاه قامت. قصیرالقامه. کوتوله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوته بالا شود.
کوتاه بالا. ( ص مرکب ) پست قد و آنکه قد و بالای وی دراز نباشد. ( ناظم الاطباء ). کوته بالا. کوتاه قد. قصیر. ( فرهنگ فارسی معین ). کوتاه قامت. قصیرالقامه. کوتوله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوته بالا شود.
کوتاه قد قصیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه سرچی از دو بخش «سر» و «چی» ساخته شدهاست که «سر» به معنای بالا و بلندی و «چی» کوتاه شده واژه کردی «چیا» است که معنای کوه دارد. «سرچی» به معنای بالای کوه است که نشان دهنده موقعیت جغرافیایی این روستا نسبت به روستاهای همجوار آن میباشد.
💡 هرس عمده برای طراحی ضروری است. به لطف هرس تنه، شاخهها و ریشهها، یک بنسای اندازه کوچک خود را با نسبتهای مناسب بدست میآورد. از بین بردن قسمت بالای تنه یک تنه نسبتاً ضخیمتر و ظاهری جمع و جورتر به درخت میدهد. شاخهها بسته به خواستههای پرورشدهنده کوتاه میشوند یا کاملاً برداشته میشوند. اگر بنسای نباید شکل خود را از دست بدهد، حتی پس از مرحله تربیت نیز هرس مهم میباشد.
💡 شادی و اندوه تو بر جان کس کوتاه نیست هرکسی را جامه عشقت به بالا ساخته
💡 توانی که هر باتری بر حسب وات فراهم میکند، برابر حاصلضرب ولتاژ آن (بر حسب ولت) در حداکثر جریان مجاز آن (برحسب آمپر) میباشد. در کاربردهایی با توان بالا از جمله راه اندازه موتور خودرو، میزان توانهای تأمین شده در فواصل زمانی کوتاه به بیش از ۱۰۰۰ وات میرسد. در کاربرد کم توان در وسایل الکترونیکی ظریف، مانند سمعکها و ساعتهای رایانهای، اندازه توانهای فراهم شده نزدیک چند میلی وات است.
💡 در برش هم ابره کوتاهی کند هم آستر از دو عالم گر قبا دوزند بر بالای عشق