بیگاه گونه

لغت نامه دهخدا

بیگاه گونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) در آستانه غروب. تنگاتنگ غروب. نزدیک به شامگاه رسیدن و بودن روز: درساعت بونصر بیامد و بیگاه گونه شده بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 404 ).

فرهنگ فارسی

در آستان. غروب. تنگاتنگ غروب. نزدیک به شامگاه رسیدن و بودن روز.

جمله سازی با بیگاه گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به انتشارهای اوبونتو یک اسم رمز، با قانون یک صفت و یک حیوان با حرف نخست همان صفت (مانند اردک زرنگ) تعلق می‌گیرد. با این استثنا که نخستین دو انتشار، اسم‌های رمز به ترتیب حروف الفبا هستند، که تشخیص سریع نگارش تازه‌تر را ممکن می‌کند. اسم‌ها گاه و بیگاه گونه‌ای انتخاب می‌شوند که ظاهر حیوان یا عاداتش نشان‌دهنده چند قابلیت تازه باشد (مانند، «برگ مورد علاقهٔ کوالا اوکالیپتوس است»). برای انتشارهای اوبونتو اغلب اشاره می‌شود فقط از بخش صفتِ اسم رمز استفاده شود (مانند چابک).

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز