خرد خمیر

لغت نامه دهخدا

خردخمیر. [ خ ُ خ َ ] ( ص مرکب ) ریزه ریزه. خردخاکشی. نرم شده. له شده.

فرهنگ فارسی

ریزه ریزه خرد خاکشی

جمله سازی با خرد خمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلیم از خاک یونان محبت شد خمیر من ز من پیر خرد مجهول‌ها معلوم می‌سازد

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز