رباطه

لغت نامه دهخدا

( رباطة ) رباطة. [ رِ طَ ] ( ع مص ) رباطه. سخت شدن دل. ( ناظم الاطباء ). سنگین دل شدن. ( اقرب الموارد ) ( ازمتن اللغة ). || الهام کردن صبر و قوی دل گردانیدن کسی را. ( ناظم الاطباء ). الهام صبر و قوت قلب. ( از متن اللغة ). شکیبا گردانیدن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با رباطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((و اى امرى منكم احس من مفسه رباطه جاش عند القاء و راى من احد من اخوانه فشلافليذب عن اخيه بفضل نجدته التى فضل بها عليه كما يذب عن نفسه )) (178)

💡 صرفاً با گذر از قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی بود که ما شروع کردیم به دیدن افسانه‌های تاریخی در رباطه با اسکندر ذوالقرنین که در میان مسلمانان ولگا-کارما بازپدیدار شده بود، حداقل به شکل نوشتاری، و تا قرن ۱۰ میلادی نبود که سپس چنین افسانه‌هایی از روی سنت ضفاهی مسلمانان محلی ثبت و ضبط شدند. الهی‌دان تاتار، شهاب‌الدین مرجانی، در یکی از اخیرترین آثار تاریخی اش، با نام Ghilālat al-Zamān و ۱۸۷۷ میلادی نوشت که بنا به نوشته‌های عربی و دیگران مسلمین، و همچنین بنا به افسانه‌های محبوب، شهر بلغار توسط اسکندر کبیر تأسیس شد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز