دم تک

لغت نامه دهخدا

دم تک. [ دُ ت َ ] ( اِ مرکب ) صفراغون. عصفورالشوک.عصفورالسیاح. طروغلودقس. طروغلودیس. طرغلودیس. ( یادداشت مؤلف ). مرغی است برابر گنجشک پیوسته در کنار آب نشیند و دم جنباند و آن را به یونانی طرغلودیس و به عربی عصفورالشوک خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به دم به آب زنک و دم جنبانک شود.

فرهنگ عمید

= دم جنبانک

فرهنگ فارسی

( اسم ) پرنده ایست کوچک از راسته سبکبالان جزو گروه دندانی نوکان خاکستری رنگ به اندازه گنجشک که غالبا در کنار آب نشیند و دم خود را حرکت دهد دمتک دمسنجه طرغلودبس عصفور الشوک.

جمله سازی با دم تک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در این هر دو فیلم گندوایی را بررسی می‌کند که به دیدهٔ او نمادهای آشکار جامعه ایست که به دم تکان دهندهٔ مرگ رسیده‌است..

💡 سنگ‌چشم پشت‌خاکستری آفریقایی پرنده‌ای بزرگ‌جثه و اجتماعی است و اغلب به‌صورت جفت‌جفت یا در دستجات کوچک بر روی کندهٔ درختان، شاخه‌ها یا سیم‌های برق می‌توان آنها را مشاهده نمود که مشغول بال‌بال زدن، دم تکان دادن و سروصدا کردن هستند.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز