صعو

لغت نامه دهخدا

صعو. [ ص َع ْوْ ] ( ع اِ ) ج ِ صَعوَة. ( منتهی الارب ). رجوع به صعوة شود. || ( مص ) خرد و باریک شدن سرکسی. || بانگ کردن چوزه. ( منتهی الارب ).
صعو. [ ص َ ] ( اِخ ) وی جد جعفربن محمدبن ابراهیم بن حبیب صیدلانی مکنی به ابوبکر و معروف به ابن ابی الصعو است. ( الانساب سمعانی ص 352 برگ ب ).

فرهنگ فارسی

وی جد جعفر بن محمد ابن ابراهیم بن حبیب صیدالانی

جمله سازی با صعو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زخصم عاجز او پر دلی مدار طمع که می نیاید هرگز ز صعو، ثعبانی

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز