لغت نامه دهخدا
صابرون. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صابر.
صابرون. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صابر.
( صفت اسم ) جمع صابر در حالت رفعی ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
[ویکی الکتاب] معنی صَّابِرُونَ: صبرکننده ها(کلمه صبر به طور کلی به معنای حبس و نگهداری نفس است در برابر عمل به مقرراتی که عقل و شرع معتبر میشمارند و یا ترک چیزهایی که عقل و شرع اقتضاء میکنند که نفوس را از ارتکاب آن حبس کرد.)
ریشه کلمه:
صبر (۱۰۳ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اينكه فرمود: (ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين ) مقصود از كلمه (ماتين) دويست نفر از كفار است، همچنانكه در جمله بعد، كلمه (الف ) را مقيد به كفار نموده. و همچنين در جمله (و ان يكن منكم ماة ) مقصود صد نفر صابر است كه قبلا كلمه(عشرون ) را مقيد بدان كرده بود.
💡 خداوند به چنين صابرانى وعده پيروزى داده (ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين- انفال: 65).
💡 # هم اشك و دعا و درخواست پيروزى از خدا لازم است؛ (ربّنا افرغ علينا صبرا)(71) و هم صبورى وپايدارى در سختى ها. (عشرون صابرون يغلبوا ماءتين )(72) شب عاشورا امام حسين عليه السّلام هم مناجات مى كرد و هم شمشير تيز مى كرد.
💡 پاسخ اين سئوال مهم را قرآن با سه تعبير در دو آيه فوق بيان كرده است در يكجا مىگويد: (عشرون صابرون ) (بيست نفر با استقامت ) (و ماة صابرة ) (يكصدنفر با استقامت ).
💡 کوهیا در صبر خواهی وصل جانان یافتن کس نیابد وصل او را زود الا صابرون