لغت نامه دهخدا
شیخیان. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی است دوفرسنگی میانه جنوب و مغرب کاکی. ( از فارسنامه ناصری ).
شیخیان. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی است دوفرسنگی میانه جنوب و مغرب کاکی. ( از فارسنامه ناصری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امرالله شیخیانی از فعالان سیاسی ایران و دبیرکل حزب مردم است.
💡 کلو اسفندیار سربدار؛ وی برگزیدهٔ شیخیان بود و در ۴ جمادیالثانی سال ۷۴۸ هجری بهدست لشکر سربدار یا همان هواداران جناح میانهرو کشته شد. لشکریان قصد داشتند خواجه لطفالله فرزند خواجه مسعود را به تخت سلطنت بنشانند ولی خواجه شمسالدین علی مانع شد و تصمیم گرفتند تا بلوغ وی خواجه شمسالدین ابن فضلالله نایب و جانشین وی باشد.
💡 در میان چهرههای حزبی مطرح کشور، صلاحیت افرادی همانند علیرضا متانی دبیرکل حزب دفاع از ایثارگران و قانون اساسی، خسرو نصیرزاده دبیرکل مجمع متخصصین ایران، امرالله شیخیانی دبیرکل حزب مردم، سعید یاری دبیرکل سازمان دفاع از منافع ملی و حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان احراز نشد.