شعر خوان

لغت نامه دهخدا

شعرخوان. [ ش ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواننده شعر. انشادکننده شعر. که شعر بخواند. ( از یادداشت مؤلف ):
بلبل چو سبزه دید همه گشته مشکبوی
گاهی سرودگوی شد و گاه شعرخوان.خاقانی.سروقد و ماهروی لاله رخ و مشکبوی
چنگزن و باده نوش رقص کن و شعرخوان.خاقانی.آن شاهد شهدلفظ زیبا
آن شاعر شعرخوانم این است.نظامی.

فرهنگ فارسی

خواننده شعر انشاد کننده شعر

جمله سازی با شعر خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منظومه هُژَبر سلطان (مازندرانی: هوجبرنومه یا هوجبر سلطون) روایتی شعرگونه به زبان تبری برگرفته از حوادث تاریخی است که در مازندران رخ داده‌است و شخصیت اصلی این روایات اسدالله‌خان می‌باشد و اولین کسی که برای رشادت های هجبر سلطان شعر خواند محمدعلی رد آوازه مند به محمدعلی شعر خوان که اهل روستای پیتسرا دوآب سوادکوه می باشد بود.

💡 گشتم اندر فرقت تو شعر گوی گشته بودم در وصالت شعر خوان

💡 گر همی شعر خوانی از پی نان تا بگویم اگر نمی‌دانی

💡 1- در كامل الزيارات و ثواب الاعمال و امالى مروى است كه امام جعفر صادق عليه السلامبه ابى عماره منشد يعنى شعر خوان فرمود:

💡 در زیر سرو نغمۀ کبکان رود زن بر شاخ بید نعرۀ مرغان شعر خوان

💡 و به سندهاى معتبره بسيار از ابو عماره مُنْشِد(يعنى شعر خوان )روايت كرده اند كه گفت:روزى به خدمت جناب صادق عليه السّلام رفتم حضرت فرمود كه شعرى چند در مرثيهحسين عليه السّلام بخوان، چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيهمى خواندم و حضرت مى گريست تا آنكه صداى گريه از خانه آن حضرت بلند شد.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز