سیاه چشم

لغت نامه دهخدا

سیاه چشم. [ چ َ /چ ِ ] ( اِ مرکب ) طائر شکاری را گویند چرا که چشم بعض نوع طائر شکاری سیاه میباشد مثل بحری، شاهین، چرغ وغیره. ( غیاث اللغات ). باز شکاری. || ( ص مرکب ) کنایه از بیمروت و بی وفا. ( آنندراج ). نامهربان.بی محبت. ( ناظم الاطباء ). || آنکه چشم سیاه دارد. ( یادداشت بخط مؤلف ). صفت معشوق است بدو وجه یکی آنکه سیاهی چشم موجب حسن خوبی است و دیگر آنکه طائر شکاری سیاه چشم بی وفا باشد خلاف طائر زردچشم که در عرف آنرا کلال چشم گویند. ( غیاث اللغات ). ادعج. ( زمخشری ). اکحل. کحلاء. ( ذخیره خوارزمشاهی ):
شاد زی با سیاه چشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد.رودکی.سیاه چشمان در پیش و باده ها در دست
یکی بگونه روی و یکی برنگ قبا.فرخی.تذرو عقیق روی کلنگ سپید رخ
گوزن سیاه چشم پلنگ ستیزه کار.فرخی.

فرهنگ عمید

آن که دارای چشمان سیاه باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که دارای چشمانی سیاه رنگ باشد.
طائر شکاری را گویند چرا که چشم بعض نوع طائر شکاری سیاه میباشد مثل بحری و شاهین و چرغ و غیره

جمله سازی با سیاه چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشمان تو، و آن ابروی از وسمه کبود باشد دو سیاه چشم در خیل کلنگ

💡 پیشتر زان که کند لاله به خون چشم سیاه چشم را پنجه خونین به در خانه زدند

💡 شاهان همه اسیر بتان سیاه چشم این آهوان نگر که چه با شیر می‌کنند

💡 سواد شعر مرا خامه چون برد به بیاض ز رشک آورد آب سیاه چشم حسود

💡 دیپی وفرین برای درمان آب سیاه چشم (گلوکوم زاویه باز) استفاده می‌شود.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز