لغت نامه دهخدا
( سابعة ) سابعة. [ ب ِ ع َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث سابع. رجوع به سابع شود. || نزد منجمان عبارت است از شش یک عشر سادسه. ( قطر المحیط ). یک جزء از شصت جزء سادسة. و سابعة تقسیم شده است به شصت ثامنة. ج، سوابع.
( سابعة ) سابعة. [ ب ِ ع َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث سابع. رجوع به سابع شود. || نزد منجمان عبارت است از شش یک عشر سادسه. ( قطر المحیط ). یک جزء از شصت جزء سادسة. و سابعة تقسیم شده است به شصت ثامنة. ج، سوابع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز خبر حكيمه خاتون را در ولادت و تصريح به آنكه آن جناب، خليفه و امام دوازدهماست نقل كرده و نيز در آن كتاب، حكايت رسيدناسماعيل هرقلى خدمت امام عليه السلام در سرَّ من راءى، در ماءه سابعه و شفا دادن پاى اورا كه حكايت پنجم است و نيز حكايت نهم را نقل كرده كه در هر يك، تصديق است به آنچهدعوى نموديم.