لغت نامه دهخدا
ربا خوردن. [ رِ خوُرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) رباخواری. خوردن پول ربا. استفاده از پول ربا. و رجوع به ربا و رباخوار و رباخواره و رباخور شود.
ربا خوردن. [ رِ خوُرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) رباخواری. خوردن پول ربا. استفاده از پول ربا. و رجوع به ربا و رباخوار و رباخواره و رباخور شود.
( مصدر ) استفاده کردن از ربا نزول گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و وجه نادرستى گفتارش اين است كه هر چند خروج رباخوار و قمارباز ازاعتدال و انتظام عمل، حرف درستى است ليكن معلول ربا خوردن به تنهائى نيست و مقصودآيه هم از تشبيه اين نيست.
💡 ربا خوردن سپس فرمود: بر عده اى گذشتم. شكمهايشان به قدرى بزرگ بود كه نمى توانستنداز جاى خود برخيزند! از جبرئيل پرسيدم: اينان كيانند؟
💡 عمرو مى گويد: در آن نامه آمده بود از همه گناهان كبيره بزرگتر (در نزد خدا و در قيامت)، شرك ورزيدن به خدا است، و سپس كشتن انسانى مؤ من بدون حق، و فرار در روز جنگ وعاق والدين شدن، و تهمت زنا به زنان پاكدامن زدن، و سحر آموختن، و ربا خوردن، ومال يتيم را تصرف كردن.