دو برگ

لغت نامه دهخدا

دوبرگ. [ دُ ب َ ] ( ص مرکب ) گیاه تازه روییده که هنوز شاخ میانین آن دیده نشود. ( یادداشت مؤلف ).
- دوبرگ شدن گیاه؛ پس ازسر برکردن از زمین دوپاره شدن آن. دو قسمت شدن برگ گیاه روییده از زمین. ( یادداشت مؤلف ):
مخایل سروری به کودکی زو بتافت
چو برچمن شد دوبرگ بوی دهد ضیمران.مسعودسعد.- || شکافتن حب و دانه بار اول به دو قسمت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گیاه تازه روییده که هنور شاخ میانین آن دیده نشود.

جمله سازی با دو برگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پیش لاله بنفشه سجود کرد چو دید که هر دو برگی از لاله شد یکی محراب

💡 برگ‌های این گیاه معمولاً دارای شکل مستطیلی یا به شکل نیزه در دور خود و پراکندگی آن‌ها معمولاً چندبرگی یا دو برگی است.

💡 کف دست سوده به یکدگر چمن طراوت بیدلی که ز صد بهار گل اکتفا به همین دو برگ حنا کند

💡 منکر وضع ندامت غافلست از ساز عیش دست‌ها اینجا دو برگ ‌گل به هم ساییده‌اند

💡 چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند یک‌دل و یک‌روی در نشو و نما بودیم ما

💡 متن در دهه ۸۳۰ نوشته شده که در دو برگ در کتابخانه صومعه فولدا یافت شده‌اند.

واگذاری یعنی چه؟
واگذاری یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز