حرف خروج

لغت نامه دهخدا

حرف خروج. [ ح َ ف ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: آن است که حرف وصل بدو پیوندد، وآنرا از بهر آن خروج خوانند که شاعر از حرف وصل بواسطه آن تجاوز کرده و بیرون تواند گذشت و چون حروف وصل معلوم است خروج را به امثله حاجت نباشد. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 201 ). رجوع به حرف وصل شود.

فرهنگ فارسی

آنستکه حرف وصل بدو بپیوندد و آنرا از بهر خروج خوانند

جمله سازی با حرف خروج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با خارجی مگوئید حرف خروج قائم بگذار تا بمیرد در عین خودپرستی

کفش دوزک یعنی چه؟
کفش دوزک یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز