حرف وصل

لغت نامه دهخدا

حرف وصل. [ ح َ ف ِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یکی از حروف قافیه است. آن است که رَوی به آن پیوندد و آن در شعر پارسی الف است و ذال و کاف و ها و یا، و حروف اضافت، و حروف جمع، و حروف مصدر و حروف تصغیر و حروف رابطه و شرح همه در فصل رَوی گفته آمده است.

فرهنگ فارسی

یکی از حروف قافیه است آنستکه روی بوی پیوندد و آن در شعر پارسی الف و ذال و کاف و ها و یائ است

جمله سازی با حرف وصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حرف وصل یار گلزار است و حرف هجر خار خار خار گفتنی گر داری از گلزار گو

💡 چو حرف وصل گوید، خویش را دور افگنم اول برای صید مطلب تیر روی ترکش خویشم

💡 فیّاض حرف وصل دلیرانه می‌زنی معلوم می‌شود که تو دیوانه‌ای هنوز

💡 با کمال ناامیدی، حرف وصل یار را آنقدر گفتم، که خود را در گمان انداختم

💡 حرف وصل او را ز خود بیگانه کرد تازه شد اندر دل او سوز و درد

💡 بیخود عشقم مگو مشتاق با من حرف وصل رو که جای گفتن افسانه جای دیگر است

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز