لغت نامه دهخدا
تربن. [ ت َ ب ُ ] ( اِ ) زمین بسیار سخت. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). زمین سخت. ( فرهنگ جهانگیری ) ( شرفنامه منیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
تربن. [ ت َ رَب ْ ب ُ ] ( ع مص ) روان کردن کشتی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رُبّان شدن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به رُبّان شود.