بند بر بند
مترادفها
مرحله به مرحله، گام به گام، جزء به جزء
متضادها
پراکنده
لغت نامه دهخدا
بندبربند. [ ب َ ب َ ب َ ] ( ق مرکب ) به پی هم. پیاپی. متوالی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
به پی هم پیاپی متوالی.
جمله سازی با بند بر بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سر کوی تو جمعند پریشانی چند بند بر بند قبا بافته عریانی چند
💡 دل در سر زلف تونه زان بست رهی کورا دو هزار بند بر بند نهی
💡 روید او و زیاده میگردد بند بر بند او بیفزاید
💡 بند بر بند بود کار جهان زین هوس ها که بود در تو نهان
💡 بس که می ترسد از آزار تنت بند بر بند قبا می لرزد
💡 دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم بند بر بند من افزاید و من آزادم
💡 او با دقت بسیار زیاد و به صورت بند بر بند، گزارش مالی سالانه شرکت را بررسی کرد تا از نبود هیچ اشتباهی مطمئن شود.
💡 داستان این کتاب به گونهای نوشته شده است که خواننده را بند بر بند با جزئیات پیچیده و هیجانانگیز ماجرای شخصیتهای اصلی آشنا میکند.
💡 برای یادگیری یک زبان جدید، باید مفاهیم را بند بر بند و با صبر و حوصله فراوان فرا گرفت تا تسلط کامل پیدا کرد.