بند برگرفتن
مترادفها
مهار کردن، بازداشتن، جلوگیری کردن
متضادها
رها کردن، وا گذاشتن
لغت نامه دهخدا
بند برگرفتن. [ ب َ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بند گشودن. || از بند خلاص کردن. از قید رها کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - بند گشودن. ۲ - از بند خلاص کردن از قید رها کردن.