قدم برگرفتن

مترادف‌ها

گام برداشتن، گام نهادن، شروع کردن، حرکت کردن

متضادها

ایستادن، توقف کردن

لغت نامه دهخدا

قدم برگرفتن. [ ق َ دَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) از جای حرکت کردن. راه افتادن:
که بی گردش کعب زانو وپای
نشاید قدم برگرفتن ز جای.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

از جای حرکت کردن راه افتادن.

جمله سازی با قدم برگرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی، لازم است که با اراده‌ای قوی هر روز قدم برگرفتن در مسیر یادگیری و خودسازی را به عنوان یک اولویت اصلی در نظر بگیریم.

💡 او تصمیم گرفت با شجاعت تمام، اولین قدم برگرفتن در مسیر تغییر سبک زندگی و بهبود وضعیت سلامت جسمانی خود را برای آینده‌ای بهتر از امروز آغاز نماید.

💡 در این مسیر دشوار و پر از فراز و نشیب، تنها چیزی که می‌تواند ما را به مقصد برساند، تداوم در قدم برگرفتن با اعتماد به نفس و استقامت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران