قدم بر سر کار خ

لغت نامه دهخدا

قدم بر سر کار خود نهادن. [ ق َ دَ ب َ س َ رِ رِ خُدْن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مقصد و مطلب و مراد خود گذشتن باشد. ( برهان ). رجوع به مدخل قبل شود.

جمله سازی با قدم بر سر کار خ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای بر ماه، قدم بر سر خورشید نهد هر که یک ذره سعیدا خبر از من دارد

💡 گر نهادیم قدم بر سر شاهان شاید که سر همت ما بر سر زانوی تو بود

💡 مردانه قدم بر سر مستی بنهادیم به زین لگدی بر سر هستی نتوان کُفت

💡 تا نزد دست به دامان تجرد، صائب عیسی از خاک قدم بر سر گردون نگذاشت

💡 خلی نه آخر از خم تا کی مزاج چرخ که آنجا مرا نخست قدم بر سر خم است

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز