لغت نامه دهخدا
پی اندرپی. [ پ َ / پ ِ اَ دَ پ َ / پ ِ ] ( ق مرکب ) یکی بدنبال دیگری. متصل. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 255 ). پیاپی.
پی اندرپی. [ پ َ / پ ِ اَ دَ پ َ / پ ِ ] ( ق مرکب ) یکی بدنبال دیگری. متصل. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 255 ). پیاپی.
متصلیکی بدنبال دیگریپیاپیپی در پی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی اندرپی آن را بیاراستند ره حق به جان و به دل خواستند