لغت نامه دهخدا
بلندمحل. [ ب ُ ل َ م َ ح َ/ ح َل ل ] ( ص مرکب ) دارای جا و مقام و درجه و وضع بلند. ( ناظم الاطباء ). بلندمرتبه. بلندمکان:
زهی ز خدمت تو آسمان بلندمحل
زهی ز سایه تو آفتاب روی شناس.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).
بلندمحل. [ ب ُ ل َ م َ ح َ/ ح َل ل ] ( ص مرکب ) دارای جا و مقام و درجه و وضع بلند. ( ناظم الاطباء ). بلندمرتبه. بلندمکان:
زهی ز خدمت تو آسمان بلندمحل
زهی ز سایه تو آفتاب روی شناس.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).
( صفت ) بلند مرتبه بلند مکان دارای جاه و مقام و درجه و وضع بلند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعبه یی از بنای اسمعیل که ازو شرع شد بلند محل
💡 زهی ز خدمت تو آسمان بلند محل زهی ز سایۀ تو آفتاب روی شناس
💡 کیوان بدان بلند محل شد که اندر او قدر و محل و رای تو تاثیر کرده اند
💡 که بود مؤمن بلند محل به مثل راست همچو منج عسل