بسته گر

لغت نامه دهخدا

بسته گر. [ ب َ ت َ گ َ ] ( اِخ ) نام مورخ ایرانی که دو مورخ یونانی: مالالاس و تئوفانس مطالب خود را از وی گرفته اند و در جای دیگر باین نام برنخورده ایم. رجوع به ایران در زمان ساسانیان چ 1 ص 383 شود.

فرهنگ فارسی

نام مورخ ایرانی که دو مورخ یونانی مالالاس و تئوفانس مطالب خود را از وی گرفته اند و در جای دیگر باین نام برنخورده ایم ٠

جمله سازی با بسته گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بسته گر کشته او را برت بیاریم و آسوده شد لشکرت

💡 به روی ما درمیخانه بسته گر زاهد نه آگه است که ما را است ذکر یا فتاح

💡 تو دو لب از دوی ببند بگشا دیده بقا ز لب بسته گر سخن بگشاید گشا گشا

💡 ز عید روزه شود بسته گر در جنت خوشم که میکده را فتح باب نزدیک است

💡 آن زلف بسته گر بگشایی و هر دمی بر دوش افگنی سرش از پا فرو بود

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز