بردون

لغت نامه دهخدا

بردون. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کمرود بخش نور شهرستان آمل. سکنه آن 500 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
بردون. [ ب ِ دَ ] ( اِ ) برذون. اسب نر جلد وتند. گویند این لغت عربی است. ( برهان ) ( آنندراج ).
بردون. [ ] ( اِخ ) شهرکی است [ بخوزستان ] خرم و آبادان و با نعمت بسیار و کشت و برز. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

شهرکی است خرم و آبادان و با نعمت بسیار و کشت و برز.

جمله سازی با بردون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ورازان، مزيد، يوش، يالرود، چل، زرين كمر، بطاهركلا، كام روستا، بردون، كليك‌، سراسب، كمررود‌، دويلات، بل روستا، مرچ، حطر، خجيركلا، سادات محله، ياسل، تاکر.

💡 کاندید جشن خانه سینما برای فیلم بردون مرز 1395

💡 حمام قدیمی بردون مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان نور، بخش بلده، دهستان شیخ فضل ا، روستای بردون واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۳۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بنای محمد حطر مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه.ق است و در شهرستان نور، بخش بلده، دهستان شیخ فضل ا، روستای بردون واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۹۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.