لغت نامه دهخدا
بازیلید. ( اِخ ) مؤسس یکی از مکاتب فلسفی و مذهبی اسکندریه معروف بهمین نام، این مسلک توسط اولیای گنوستیکی نشو ونما گرفت. رجوع به ایران در زمان ساسانیان، تألیف کریستنسن، ترجمه رشید یاسمی ص 57 شود.
بازیلید. ( اِخ ) مؤسس یکی از مکاتب فلسفی و مذهبی اسکندریه معروف بهمین نام، این مسلک توسط اولیای گنوستیکی نشو ونما گرفت. رجوع به ایران در زمان ساسانیان، تألیف کریستنسن، ترجمه رشید یاسمی ص 57 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیلیدس یا بازیلید، عارفِ سدهٔ دوم میلادی (۱۱۷–۱۶۱ م) در اسکندریه میزیست. او از اسکندریه برخاست که ملتقای فرهنگیِ شرق و غرب بود.