لغت نامه دهخدا
خجلت کش. [ خ ِ ل َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) شرمگین. ( آنندراج ). شرمسار. خجلت زده. شرم زده. آنکه خجلت کشیده است.
خجلت کش. [ خ ِ ل َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) شرمگین. ( آنندراج ). شرمسار. خجلت زده. شرم زده. آنکه خجلت کشیده است.
شرمگین شرمسار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسخهٔ آزادیام خجلت کش شیرازه بود از تپیدنها ورق گرداندم و اجزا شدم
💡 همتم هرگز نشد خجلت کش احسان کمی هیچگه از ریزش باران نشد تر دانه ام