بر وجه

لغت نامه دهخدا

بر وجه. [ ب َ وَ هَِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: بر فارسی + وجه عربی ) بطورِ. بطریق ِ. ( ناظم الاطباء ). بر سبیل ِ: سیم کافی ناصح که خراج و جزیت... بر وجه استقصاء بستاند. ( کلیله و دمنه ).
- بر وجه تعجیل؛ بچابکی. بطور چابکی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بطور بطریق.

جمله سازی با بر وجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين وجه نيز صحيح نيست، زيرا همان اشكال كه بر وجه قبلى وارد بود بر اين نيز وارداست، چون اين نيز با مفادى كه از آيه و سياق آن استفاده مى شود مخالف است.

💡 گر خدمتی آید ز ما بر وجه منت ز آنکه هست از خدمت خاک درت خورشید را چندین شرف

💡 و بنا بر وجه دوم، معنايش اين مى شود كه: اگر مشركين مكه به كتاب و حكم و نبوت كهآن نيز مشتمل بر طريقت الهى است، كفر بورزند كسانى را بر آن گمارديم كه كافر بهآن نيستند.

💡 هدف از ایجاد پیوند دوستی در سنین مختلف و در افراد با شخصیت‌های مختلف متفاوت است. اما در کل ارتباط دوستی بر وجه اجتماعی بودن شخصیت انسان تأکید دارد و نوعی گسترش روابط اجتماعی با همسالان محسوب می‌شود.

💡 بعضى ديگر گفته اند: يعنى غير محرم ها و غير از زائد بر چهار نفر بر شماحلال است، كه با اموالتان زن بگيريد، حال چه بر وجه نكاح، و چه خريدن كنيز.

💡 از اخبار معتبره كه بر وجه عموم وارد شده ظاهر مى شود كه آن حضرت را به زهر شهيدكردند. ابن بابويه و جمعى را اعتقاد آن است كه وليد بن عبدالملك آن حضرت را زهر دادهو بعضى هشام بن عبدالملك گفته اند.(264)

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز