در بیشه

مترادف‌ها

در جنگل، در بوستان

لغت نامه دهخدا

دربیشه. [ دَ ش َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان درختنکان بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 42هزارگزی شمال کرمان و سر راه مالرو شهداد به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان درختنکان بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در ۴۲ هزار گزی شمال کرمان و سر راه مالرو شهداد کرمان.

جمله سازی با در بیشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هژبریهای آن شیر ژیان در بیشه مردی گر آید در بیان دل در بر ببر بیان لرزد

💡 بیدل ز فیض عشق به مژگان‌ گذشته‌ایم در بیشه‌ای‌ که ناخن شیران شکست و ریخت

💡 آن‌ها در بیشه‌زار زادوولد می‌کنند، و اغلب غیرقابل توجه هستند، مگر در هنگام نمایش.

💡 پی نخجیر گامی چون تواند دشت پیما شد که عدلش شیر را در بیشه نی کرده است در ناخن

💡 این روستا در بیشه‌سر قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۸۹۸نفر (۲۳۹خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در بیشه‌سر قرار داشته و در آخرین سرشماری دهیاری این روستا صورت گرفته، جمعیت آن حدود ۸۳۰ نفر و ۳۹۰ خانوار بوده‌است.

💡 هنگام قدم زدن در بیشه، صدای آواز پرندگان و خش‌خش برگ‌های خشک زیر پا، آرامش عجیبی به روح و روان انسان‌های خسته از هیاهوی شهر می‌بخشد.

💡 حیوانات وحشی معمولاً در ساعات اولیه صبح یا اواخر شب برای جستجوی غذا از میان درختان و پوشش‌های گیاهی در بیشه خارج می‌شوند.

💡 طبیعت بکر و چشم‌نواز در بیشه، فرصتی بی‌نظیر برای عکاسان حیات وحش فراهم می‌کند تا لحظات گذرا و زیبای طبیعت را ثبت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران