لغت نامه دهخدا
دربیشه. [ دَ ش َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان درختنکان بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 42هزارگزی شمال کرمان و سر راه مالرو شهداد به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دربیشه. [ دَ ش َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان درختنکان بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 42هزارگزی شمال کرمان و سر راه مالرو شهداد به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان درختنکان بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در ۴۲ هزار گزی شمال کرمان و سر راه مالرو شهداد کرمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هژبریهای آن شیر ژیان در بیشه مردی گر آید در بیان دل در بر ببر بیان لرزد
💡 بیدل ز فیض عشق به مژگان گذشتهایم در بیشهای که ناخن شیران شکست و ریخت
💡 آنها در بیشهزار زادوولد میکنند، و اغلب غیرقابل توجه هستند، مگر در هنگام نمایش.
💡 پی نخجیر گامی چون تواند دشت پیما شد که عدلش شیر را در بیشه نی کرده است در ناخن
💡 این روستا در بیشهسر قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۸۹۸نفر (۲۳۹خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در بیشهسر قرار داشته و در آخرین سرشماری دهیاری این روستا صورت گرفته، جمعیت آن حدود ۸۳۰ نفر و ۳۹۰ خانوار بودهاست.