بت تراش

لغت نامه دهخدا

بت تراش. [ ب ُ ت َ ] ( نف مرکب ) که بت تراشد. بت ساز. بت گر. ( از آنندراج ). صنم تراش. کسی که بت می سازد و بت می تراشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه از سنگ صورت بت برآرد.
- آزر بت تراش؛ نام پدر ( یا عم ) ابراهیم پیغمبر است: همچو آزر بت تراش که جواب حجت پسر نداشت بجنگش برخاست. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

که بت تراشد

جمله سازی با بت تراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بت شکنی مرام دیرینه ماست این است که تازه بت تراشی نکنیم

💡 چو عشق دلبر هم جان‌گداز و هم جان‌بخش چو شخص آزر هم بت تراش وهم بتگر

💡 مانی از کلک تو ننگ از نقشبندی یافته آذر از طبع تو عار از بت تراشان داشته

💡 ای نجات زندگان و ای حیات مردگان از درونم بت تراشی وز برونم بت شکن

💡 کرد ابراهیم آزر بت شکن از امر خویش از برای بت تراشی گرچه آزر آفرید

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز