لغت نامه دهخدا
نوکدخدایی. [ ن َ / نُو ک َ خ ُ ] ( حامص مرکب )نوکدخدا شدن. نوداماد بودن. رجوع به نوکدخدا شود.
نوکدخدایی. [ ن َ / نُو ک َ خ ُ ] ( حامص مرکب )نوکدخدا شدن. نوداماد بودن. رجوع به نوکدخدا شود.
نو کدخدا شدن ٠ نو داماد بودن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در ۲۶ مهر تفسیر شورای نگهبان دربارهٔ «خلاف شرع» بودن نامزدی کاندیداهای غیرمسلمان در مناطقی که در اقلیت هستند، را «لازمالاجرا» دانست.
💡 عاشقان نه حور خواهند نه بهشت از بهر آن فارغند از کدخدایی خانمان کرده خراب
💡 شکن سر دل و ای عقل هر چه خواهی کن که مهتر از تو در این خانه کدخدایی نیست
💡 در سال ۱۳۰۲خورشیدی و در دوران کدخدایی کل محدلی، بیماری همه گیر وبا بیشتر مردم را از پا درمیآورد.
💡 آب و گل را در خدایی کدخدایی کی رسد در ربوبیت خداوند جهان را یار نیست
💡 کدخدایی کن خداوند جهان را مدتی تا جهان خالی کنی از اضطرار و اضطراب