کدخدا شدن

لغت نامه دهخدا

کدخدا شدن. [ ک َ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زن گرفتن. تأهل کردن. بَضع. ( یادداشت مؤلف ). شوهر شدن:
چنان کودک نارسیده بجای
یکی زن گزین کردو شد کدخدای.فردوسی. || با زن باکره آرمیدن شوی. ( یادداشت مؤلف ).
- کدخدا شدن داماد؛ برداشتن شوی بکارت زن را. ( از یادداشت مؤلف ).
- کدخدا شدن دختر؛ برداشتن شوی بکارت او را. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

زن گرفتن. تاهل کردن

جمله سازی با کدخدا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوهر ثریا با همدستی کدخدا و ملای ده به زن بی گناه اتهاماتی را نسبت می‌دهند که در نهایت به سنگسار شدن ثریا منجر می‌شود.

💡 بعد از کشته شدن کدخدای کوخرد محمد علیشاه تهمت قتل عمد به محمود عبدالعزیز کدخدای پیشین می‌زنند، و ایشان به جرم کشتن «محمد علی شاه» بازداشت می‌کنند.

💡 حاکم دست نشانده سامشا در اصفهان که دور از چشمان سامشا می‌خواهد پادشاهی را از آن خود کند، با طراحی پیشکار خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و کدخدای کولیباد را به دارالحکومه دعوت کرده تا با جلب حمایت آنها طرح خود را عملی کنند. معلوم می‌شود که خواجه نعمان با غرق شدن کشتی‌هایش در مسیر هند ورشکسته شده و کدخدای کولیباد هم آن سلحشور و جنگجویی که تصور می‌کردند نیست.

💡 کدخدا «محمد علیشاه» در بین سال‌های (۱۳۳۰–۱۳۳۱) هـ.ق. در روستای کوردان از توابع بخش کوخرد در روزی بعد از نماز مغرب بواسطهٔ گلوه‌ای مجهول به قتل می‌رسد، بعد از کشته شدن «کدخدا محمد علیشاه» محمود عبدالعزیز (کدخدای سابق) بازداشت می‌کنند، در ابتدا امر مدت هفت روز کدخدای پیشین «محمود عبدالعزیز» در جایی به نام (اداره) در جنوب غربی کوخرد زندانی می‌کنند، سپس وی را با غل و زنجیر به بستک به

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز