لغت نامه دهخدا
تقطیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ژوشیدن و عمل تقطیر اجرا کردن. ( ناظم الاطباء ). بدست آوردن مایع از بخار چیزی. رجوع به تقطیر شود.
تقطیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ژوشیدن و عمل تقطیر اجرا کردن. ( ناظم الاطباء ). بدست آوردن مایع از بخار چیزی. رجوع به تقطیر شود.
( مصدر ) مایعی را بمنظور جدا کردن موادی از آن تبخیر کردن و سپس بخارات حاصل را متراکم کرده مجددا بمایع مبدل ساختن چون آب و شراب که با عمل تقطیرخالص تر میگردد.
distillare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از هر گیاهی مانند برگ نعنا، بیدمشک، ریحان، گل محمدی یا زیره که دارای رایحه و اسانس باشد، میتوان عرق گیاهی تولید کرد. برای تولید عرق گیاهی، ابتدا آب و ماده معطر که همان گیاه باشد، میجوشانند. پس از تبخیر آب، عملیات سرد کردن بخار و تقطیر به صورت سنتی یا صنعتی انجام میشود و طی فرایند تبخیر و تقطیر، اسانس و رایحه گیاه داخل مولکولهای آب نفوذ میکند، مایعی که با تقطیر به دست آمده، همان آب معطری است که در ایران به آنها عرق گیاهی میگویند.
💡 این فرایند اصلیترین فرآیندی بود که از اواسط قرن نوزدهم تا سال ۱۹۵۱ در بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت. این فرایند بسیار ناکارآمد بود زیرا به عنوان یک عملیات دسته ای در مقیاس کوچک طراحی شده بود. در هر بار انجام فرایند پاسخگویی تنها ۴۰ کیلوگرم (۸۸ پوند) تولید میشود؛ بنابراین شرکتها آنها را در انبارها قرار میدهند و از یک مشعل گازی بزرگ برای گرم کردن همه آنها استفاده میکنند. فرایند بلژیکی نیازمند تقطیر مجدد برای حذف ناخالصیهای سرب، کادمیوم، آهن، مس و آرسنیک است.