لغت نامه دهخدا
خاک ریزی. ( حامص مرکب ) عمل ریختن خاک.
خاک ریزی. ( حامص مرکب ) عمل ریختن خاک.
عمل ریختن خاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ته جرعه بر خاک ریزی ز خجلت شود سلسبیل آب و کوثر بلرزد
💡 تو بر آنی هر دمی کز خواب و خور خاک ریزی اندرین جو بیشتر
💡 چه سود ار خاک بر افلاک ریزی که گر سنگی میان خاک ریزی
💡 باده گر بر خاک ریزی به که در جام رقیب میخورد با او کسی حیف از تو و حیف از شراب
💡 آنان بدن را به آرامی کنار جوی آبی بردند و آب را بستند و در وسط جوی قبری حفر کردند و پس از دفن بدن و خاک ریزی روی آن، آب را از روی آن عبور دادند تا دشمن به هیچ وجه متوجه بدن نگردد.
💡 می پرست من شنو امروز حرف این غریب باده را بر خاک ریزی به که بر جام رقیب