لغت نامه دهخدا
ثواء. [ ث َ ] ( ع مص ) ایستادن. اقامت. مقیم شدن به جائی. ثواءمکان یا بمکان؛ اقامت دراز کردن در آن. || فرود آمدن به مکانی. || مدفون گردیدن.
ثواء. [ ث َ ] ( ع مص ) ایستادن. اقامت. مقیم شدن به جائی. ثواءمکان یا بمکان؛ اقامت دراز کردن در آن. || فرود آمدن به مکانی. || مدفون گردیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مفردات مى گويد: كلمه ثواء كه كلمه مثوى اسم مكان از آن است، به معناى اقامت بطوراسـتـقـرار اسـت، در نـتـيـجـه كـلمـه مـثـوى، بـه مـعـنـاىمـحـل چـنـيـن اقامتى خواهد بود اين بود گفتار راغب، و در مجمع در معناى جمله يستعتبوا گفتهمـصـدر استعتابتـاب بـه مـعـناى طلب عتبى يعنى رضايت است، در نتيجه استعتاب به معناىاسـتـرضـا، و اعـتـاب كـه كـلمـه مـعـتـبـين جمع اسم فاعل از آن است به معناى ارضا است، واصل اعتاب در نزد عرب به اين معنا بوده كه پوستى را كه درست دباغى نشده، دو بارهدبـاغـى كنند، تا اصلاح شود، سپس اين كلمه را بطور استعاره در هر عملى كه باعث عطفنـظـر و تـوجـه و عـلاقـه و الفـت كـسـى انـجـام شـوداستعمال كردند، اين بود گفتار صاحب مجمع.
💡 اين جمله حكايت جوابى است كه خداوند به آنان مى دهد، و در عينحال قضايى است كه عليه آنان ميراند، و متن آن قضا تنها جمله (النار مثويكم ) است.كلمه (مثوى ) اسم مكان از ماده ثوى يثوى ثواء و به معناىمحل اقامت با استقرار است، پس اينكه فرمود: (النار مثويكم ) معنايش اين است كه: آتشمحل اقامتى است براى شما كه در آن استقرار خواهيد داشت، و بيرون شدن برايتان نيست،از اين رو جمله (خالدين فيها) تاءكيد خواهد بود، و چون ممكن بود كسىخيال كند كه خود خداى تعالى هم نميتواند آنان را از آتش بيرون كند لذا فرمود (الا ماشاء الله ) تا بفهماند كه قدرت خداى تعالى بر نجات دادن آنان در عينحال بجاى خود باقى است، گر چه نجات نمى دهد.