تپان

لغت نامه دهخدا

تپان. [ ت َ ] ( نف ) لرزان. مضطرب. بی آرام:
ز نعره تپان گشت بر چرخ هور
بدیگر جهان جنبش افتاد و شور.اسدی ( گرشاسبنامه ).|| تپاننده. || ( اِ ) چکشی که بدان کلوخ را خرد میکنند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ج ا ورق 286 ب ) شود.
تپان. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان و در 50 هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ و 2 هزارگزی قلعه میرآباد واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 150 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و توتون و لبنیات است شغل اهالی زراعت و گله داریست راه مالرو دارد و ساکنان آن از طایفه ٔباباجانی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ عمید

= تپاندن
۲. تپاندن (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): زورتپان.

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان و در ۵٠ هزار گزی قلعه میر آباد واقع است.

جمله سازی با تپان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه یک کس را در آن کشور غمی برگرد دل یابی نه یک دل را در آن وادی جز از شادی تپان بینی

💡 شد از قهر و شد از مهر و شد از لطف و شد از فیضت تپان دوزخ، عیان جنت، چمان طوبی، روان کوثر

💡 بقایای بنای تپانی در شهرستان سرپل ذهاب، بخش مرکزی، دهستان دشت ذهاب، ۶۰۰ متری شمال غرب روستای تپانی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۵۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه تپانی در شهرستان سرپل ذهاب، بخش مرکزی، دهستان دشت ذهاب، ۳۰۰ متری غرب روستای تپانی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۶۲۹۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تنم از حسرت خاکش در آب دیده می غلطد چو آن ماهی که دور از آب بر خاکش تپان بینی

💡 تپه سه تپان می‌رمیرو در شهرستان سرپل ذهاب، بخش مرکزی، دهستان دشت ذهاب، ۲/۵ کیلومتری شمال غرب روستای می‌رمیرو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۶۲۸۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.