تفاسیر عرفانی
مترادفها
شرحهای عرفانی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تفاسیر عرفانی به تفاسیر با رویکرد عرفانی و تاویل باطنی ظواهر آیات اطلاق می شود.
تفاسیر عرفانی با تکیه بر تاویل ظواهر آیات و اخذ به باطن نوشته شده اند؛ مانند:۱. بیان السعادة فی مقامات العبادة، اثر سلطان محمد بن محمد جنابذی (گنابادی) (سلطان علیشاه) (م ۱۳۲۷ ق)، مفسر با تمسک به شمار اندکی از روایات اهل بیت علیه السّلام بیشتر به مسائل عرفانی پرداخته است.۲. رحمة من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن (تفسیر ابن عربی) اثر ابوبکر محمد بن علی بن محمد، معروف به محیی الدین بن عربی (م ۶۳۸ق). این تفسیر از آثار و تالیفات ابن عربی گردآوری شده و در واقع تفسیر ملا عبدالرزاق کاشانی است.۳. تفسیر عاملی به زبان فارسی، اثر ابراهیم موثق عاملی معروف به موثق، در هشت جلد به همت کتابخانه صدوق چاپ شده است. نویسنده با تبیین نظریات و اشارات عرفا، به کتاب خود جنبه تحلیلی داده است.۴. غرائب القرآن و رغائب الفرقان معروف به «تفسیر نیشابوری»، به قلم نظام الدین حسین قمی نیشابوری معروف به نظام نیشابوری و نظام اعرج (م حدود ۷۳۰ ق)، به زبان عربی، ده جلد.۵. تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری، به زبان فارسی، نوشته ابوالفضل رشیدالدین میبدی (۳۹۶ - ۴۸۱ق) در ده جلد. در این تفسیر، در کنار مباحث ادبی، فقهی و تاریخی، آیات بر مذاق عرفا ترجمه و تاویل شده است.۶. تفسیر تستری، تالیف ابو محمد سهل بن عبدالله تستری (۲۰۰ - ۲۸۳ق)۷. حقائق التفسیر تالیف ابوعبدالرحمان سلمی (۳۳۰ - ۴۱۲ق).۸. لطائف الاشارات تالیف ابو القاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری (م ۴۶۵ ق).
عناوین مرتبط
مفسران عرفانی.
جمله سازی با تفاسیر عرفانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبانهای هندوآریایی ۳ دوره باستان، میانه و نو را پشت سر گذاشتهاند. در دوره باستان از حدود ۱۵۰۰ تا ۶۰۰ پ. م به درازا کشید. زبان سنسکریت از زبانهای هندوآریایی باستان است. کهنترین گونه این زبان، سنسکریت ودایی است که از حدود ۱۴۰۰ پ. م برای سرایش وِداها (سرودههای مقدس هندوان) و سپس برای نگارش براهمنهها، تفسیر وداها، نخست در شمال غرب هند، در پنجاب پدید آمد.. پس از براهمنهها، زاهدان جنگلنشین تفاسیر عرفانی بدانها افزودند که آرَنیَکهها (متون جنگلی) خوانده میشود. متفکران هندو نیز اندیشههای فلسفی خود را با عنوان اوپانیشادها (همنشینیها) به براهمنهها افزودند. زبان به کار رفته در آرنیکهها و اوپانیشادها که در واقع ملحقات براهمنه هستند، حد فاصل سنکسریت ودایی و سنسکریت کلاسیک است.