چکش خور

لغت نامه دهخدا

چکش خور. [ چ َک ْ ک ُ خوَر / خُر ] ( اِمص مرکب ) قابلیت تخته شدن و کوفته شدن. ( ناظم الاطباء ). || ( نف مرکب ) فلزات چکش پذیر. مواد چکش خور. خایسک پذیر. و رجوع به چکش خوردن و چکش خوری شود.

فرهنگ عمید

فلزی که قابل کوبیدن و چکش زدن باشد، فلزی که بتوان آن را با چکش زدن به صورت ورق یا تخته درآورد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) چکش پذیر. ۲ - ( اسم ) قابلیت تخته شدن و گرفته شدن.

جمله سازی با چکش خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شده جهت استفاده در ساختار تولیدی هیدروژن شامل هیدریدهای ساده و غیر پیچیده‌ای از منیزیم (عنصر شیمیایی سبک و سپید و سیمین و چکش خور وکش پذیر)، یا فلزات ترابشی و هیدریدهای فلزی پیچیده و مرکب، نوعاً شامل سدیم، لیتیوم، یا کلسیم و آلومینیوم یا بورون است.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز