چکش خوردن
مترادفها
ضربه خوردن، کوبیده شدن
متضادها
فرار کردن، جاخالی دادن
لغت نامه دهخدا
چکش خوردن. [ چ َک ْ ک ُ خوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) کوبیده شدن آهن یا فلز دیگر. تَطَرﱡق.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کوبیده شدن آهن یا فلز دیگر تطرق.
جمله سازی با چکش خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر خواص جیوه میتوان به سمی بودن، خوردن طلا، چکشناپذیری و امکان آینهشدن اشاره کرد.