سر نگرفتن

لغت نامه دهخدا

سرنگرفتن. [ س َ ن َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب منفی ) موافقت نکردن و درنگرفتن صحبت. || درنگرفتن. ( غیاث ) ( آنندراج ). انجام نشدن: معامله سر نگرفت.

فرهنگ فارسی

موافقت نکردن و درنگرفتن صحبت. یا در نگرفتن. انجام نشدن.

جمله سازی با سر نگرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این استاندارد اگرچه از لحاظ لغوی به بررسی پرداخته، برخی از جنبه‌ها را فراموش نموده که مهم‌ترین آن، به دلیل قدیمی بودن و عدم روزآوری، در نظر نگرفتن برنامه‌نویسی شیءگراست.

💡 در اقتصاد، پس نگرفتن جنس فروخته شده یا معطل شدن پشت تلفن برای راهنمایی گرفتن برای تعمیر یک وسیله و شنیدن چند باره موزیک انتظار، نوعی از پنجره شکسته است.

💡 یزدانی پس از کسب جایگاه سوم قهرمانی جهان، با انتشار پیامی از سکوی سومی این مسابقات به عنوان یکی از «تلخ‌ترین سکوهای دوران ورزشی» خود یاد کرد. او از طرفدارانش به خاطر نگرفتن مدال طلا عذرخواهی کرد و گفت که میدان بوداپست را جبران می‌کند.

💡 با این که بریتانیایی‌ها از این دوران با عنوان کشورهای همسود انگلستان یاد می‌کنند ولی در زبان فارسی برای اشتباه نگرفتن این دوران با کشورهای همسود بریتانیا، از آن با عنوان جمهوری انگلستان یاد می‌شود.

💡 گاهی مشخص‌نبودن نقش، باعث فشار می‌شود؛ مثلاً کاری که باید انجام دهیم، مشخص نیست و رئیس به دلیل انجام نگرفتن کار از ما عصبانی است.

💡 و اين آيه به خوبى مى فهماند كه كار خداى تعالى همين امداد عطا است، هر كسى را كهدر راه حياتش و وجودش محتاج مدد اوست مدد ميدهد، و آنچه را كه مستحق است عطا مى كند وعطاى او از ناحيه او دريغ نمى شود مگر آنكه كسى با بهره نگرفتن خودش و از ناحيهخودش از گرفتن عطاى او دريغ كند.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز